تبليغاتX
درد بی درمان . عشق
وایسا دنیا

من ديگه خسته شدم بس كه چشمام بارونيه
از دلم تاكي فضاي غصه رو مهمونيه
من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم
بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم

وقتي فايده اي نداره . غصه خوردن واسه چي
واسه عشقهاي تو خواهي ساده مردن واسه چي
نميخوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
نميخوام گناه بي عشقي بيفته گردنم

نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

همه حرف خوب ميزنند اما كي خوبه اين وسط
بد و خوبش به شما ما كه رسيديم ته خط
قربونت برم خدااا چقدر غريبي رو زمين
آره دنيا ما نخواستيم دل با خودت ندییيم

نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد
اون بلیت شانس داره بگو قسمت كي شد
همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست
اين همه طلسم و بعد جاي خوش تو كجااااست

نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا،وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

ممنونم

بده دستاتو به من تا باورم شه پيشمي
ميدونم خوب ميدوني تو تار و پود و ريشمي

تو كه از دنيا گذشتي واسه يك خنده من
چرا من نگذرم از يك پوست و خون به اسم تن

تو خيالم هم نبود دوباره عاشقي كنم
ممنونم اجازه دادي باتو زندگي كنم

نميدونم چي بگم كه باورت بشه جونمي
توي اين كابوس درد روياي مهربونمي ی

ميدوني باتو پرم از شعر و ستاره
ميدوني بي تو لحظه حرمتي نداره
ميدوني در تو اين خدا بوده كه
در تو تونستته گل عشقو بكاره

ميدوني باتو پرم از شعر و ستاره
ميدوني بي تو لحظه حرمتي نداره
ميدوني در تو اين خدا بوده كه
در تو تونستته گل عشقو بكاااره

وقتي حتی پيشمي دلم برات تنگ ميشه باز
عشق تو تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز

به جون خودت كه بي تو از نفس هم سير ميشم
نميدونم چي ميشه بدجوري گوشه گير ميشم

ممنونم كه بچه بازيهامو طاقت ميكني
هرچقدر بد ميشم اما تو نجابت ميكني

هركجاي دنيا باشم بامني و درمني
نگران حال و روزم بيشتر از خود مني

ميدوني باتو پرم از شعر و ستاره
ميدوني بي تو لحظه حرمتي نداره
ميدوني در تو اين خدا بوده كه
در تو تونستته گل عشقو بكاره

ميدوني باتو پرم از شعر و ستاره
ميدوني بي تو لحظه حرمتي نداره
ميدوني در تو اين خدا بوده كه
در تو تونستته گل عشقو بكاااره

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 

                                                  

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 

 

 گل خشکی لای دفتر اشکی گوشه چشامه

عکستو گوشه تاقچه این همه خاطرامه

 

 

یه روزی بایه گل بر میگشتم تو خونه که بهت بگم دوستت دارم ولی وقتی که وارد اتاق شدم دیدم توی

اتاق یه گل به همراه یه تامه برام نوشته بودی که توش نوشته بود

 

به نام خالق عشق

عزیزم چند وقتی که یه حرفی تو دلم مونده که نمی تونستم بهت بگم حلا می گم

راستش تو انقدر خوشگلی که هر چه قدر بهت نگاه می کنم ازت سیر نمی شم

چشمای آبیت مانند آسمون درخشانه

با اینکه می دونم خیلی دوست دارم ولی با این حال ترکت می کنم

من لایقت نیستم امیدوارم همدم بهتر و خوشگل تری پیدا کنی

عاشق همیشگی تو ........

خدا نگه دار

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 
خدایا،پروردگارا، در دنیای بی کس دست یاری  

 به سوی چه کسی می توان دراز کرد؟به چه کسی

می توان اعتماد کرد؟به چه کسی می توان تکیه

کرد؟دریچه های قلبمان را به سوی چه کسی

می توانیم بگشاییم ؟نام چه کسی را می توانیم بر

زبان آوریم؟آری٬ فقط تویی که امید و پشت

و پناه و تکیه گاه منی٬ فقط تو!تویی

 که من با یاد و ذکرش گلهای پژمردهزندگی ام را آبیاری

می کنم.

تنها یاد و نام توست که بر در و دیوار کوچه

پس کوچه های دلم حک شده است.آری٫تنها

تو هستی که با کلامت٫قرآنت و آیاتت در من

احساس غریبی ایجاد میکنی٫احساسی که من

را به زندگی و زندکی کردی و بودن ماندن در

این دنیا امیدوار می کند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 
قلب آدم ها مثل یک جزیره ی دور افتاده می ماند،مهم   

 نیست که اولین بار چه کسی پا به جزیره می گذارد        

مهم آنکسی است که هیچ گاه جزبره را ترک نمی کند.

سعی کن با کسی دوست شوی و پیمان بندی که قلب

 بزرگ داشته باشد تا مجبور نباشی برای وارد شدن به

قلبش خودت را کوچک کنی،بکوش که عظمت در نگاه تو

 باشد نه در آنچه که بدان می نگری.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 

تقويم عشق

 

هر روز صد ترانه تقديم عشق كردم

 

جان و دل وجودم تسليم عشق كردم

 

رفتم به شهر گلها، با ساغري بلورين

 

با شور و با هياهو ،ترسيم عشق كردم

 

 تنها سكوت بود يك دل پر از ترنم اما

 

در عمق بي صدايي ،تكريم عشق كردم

 

صد زخم سر گشاده ،بر قلب من عيان شد

 

هر زخم اين دلم را،ترميم عشق كردم

 

شمار لحظه ها را با هر تپش نوشتم

 

تا عاقبت دلم را،تقويم عشق كردم

 

باغچه

 

زندگي سهم من است در فراسوي زمان

 

دل من عاشق شد به هواي آسمان

 

زندگي سيراب است از من و من تشنه

 

رمز آغاز مرا،اي كبوتر تو بخوان

 

زير پايم سبزه ،سقفم از ابر سپيد

 

دور تا دور دلم يه حصار ارغوان

 

دامنم برگ درخت ،كفشم از سبزه ناب

 

جامعه ام ياس سپيد ،دستهايم گلدان

 

سرزمينم زيباست ،مثل اين بيد،عاشق

 

مثل آن سرو،بلند ،مردمش هم پيمان

 

هر كه عاشق گردد به من و زندگي ام

 

ميتوان پيدا كرد خانه ام را آسان

 

ته يك كوچه بن بست پر از اجر و خشت

 

آجر از جنس بلور خشت آن از گل جان

 

در دل باغچه سبز خيالي بشكوه

 

 

 

دلتنگي

 

دلم تنگ است

 

دلم امشب چه بي رنگ است

 

درون آسمان و مهتاب

 

اندر كوه قاف سيمرغ

 

واين چشمان غمبارم

 

براي من شده ماتم

 

كه حرف دل كجا ريزم ؟

 

سر شك ديدگانم را

 

به دامان كه آويزم

 

سكوتم مثل اهنگ است

 

وبغض دل ،سرود آن

 

تو اي آرام قلب و جان

 

تو اي باران

 

تو اي آرامش وجدان

 

بمان با من

.......

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 
 

من قلب خود را به تو تقدیم می کنم هدیه ای از این گرانبها تر سراغ ندارم

برخی می  گویند در برابر معشوق باید جان سپرد ولی به عقیده ی من

جان چه ارزشی دارد جانی که دل در آن نباشد

 

 

تقدیمش به معشوق ارزش مشتی خاک را دارد

دلی که با جان تقدیم گردد هدیه گرانبهایی است

اما من دل خونین خود را با اشک چشم به پیشگاهت تقدیم نموده ام

حال تو به این هدیه ناچیز من اهمیت نمی دهی

تقصیر با من نیست من بهتر از این هدیه ای ندارم

من هستمو یک دل خونین و دو چشم اشکبار

که آنها را هم به تو تقدیم کرده ام

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 
  بدون که یکی خیلی دوستت داره

همیشه چشم به راهته

در انتظار نظار

نظــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 
تنهایی رادوست دارم زیرابی وفانیست.
تنهایی رادوست دارم زیراعشق دروغی درآن نیست.
تنهایی رادوست دارم زیراتجریه کردم...
تنهایی رادوست دارم زیراخداوندهم تنهاست...
تنهایی رادوست دارم زیرا...
درکلبه تنهایی هایم درانتظار خواهم گریست وانتظارکشیدنم راپنهان خواهم کرد
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 

 اگه تو کوچه پس کوچ هاي دلم گم شدي.دنباله کسي نگرد که آدرس بهت بده

                       چون غير از تو کسيي اونجا نيست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهنام حق دوست | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام
اسم من بهنام است
من 20 سال دارم
خوشحالم که از کلبه کوچک عشقولانه من دیدن می فرمایید
لطفا نظر یادتون نره

نوشته های پیشین
مرداد 1386
تیر 1386
آرشیو موضوعی
گالری تصاویر
نویسندگان
بهنام حق دوست
بهنام حق دوست
پیوندها
درد دل من (رضا جون)
ما محکومیم به دل شکستن نه دل سپردن
عاشق تنها
گالری تصاویر از دوستم
رندان مدل 2007
خاطرات بارانی (نسرین)
یه وبلاگ عاشقانه (منصور جون)
آسمون بارونی
پدر عشق(مینا جون دوست عزیزن)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM